بی دل

زندگی کتابیست که صفحاتش وارونه می شوند گهگاهی

۲۲ مطلب با موضوع «متفرقه» ثبت شده است

آزادی

سال ۸۶ بلاگفا دنیایی داشت برای خودش . هنوز این تعداد از سایت های مرجع وجود نداشت و یا در ابتدای راه بودند. به سختی می شد آموزشی به زبان فارسی پیدا کرد و البته آموزش ها متنی بود و ویدیو ها هنوز باب نشده بودند. به لطف حضور در خارج از ایران دسترسی نامحدود بود البته داخل هم به جز مسئله سرعت اینترنت محدودیت خاصی وجود نداشت . اما امروز محدودیت فراتر از این حرف هاست . در تمام جنبه های زندگی محدود شده ایم. این محدودیت ها زندگی را غیر قابل تحمل می کند. اگر بشود نام روزگار فعلی را زندگی گذاشت.

مدتی است که نمی توانم قدمی در کوچه و بازار بزنم . بوی مرگ می دهند ، بوی نا از جنس نا امیدی اش ، بوی نگاه های عصر حجری ، مغز ها بو می دهند. 

حتی در قدم زدن هم محدود شده ام. یک مانع روانی .

از خیابان ها متنفرم از کوچه ها و کوه ها و آسمان و هر آنچه در اطراف من است . 

حتی از خواسته های دلم هم متنفرم . 

چه بسا از شاگردانم یا همکارانم . نه یک تنفر منزجر کنه نه یک تنفر مهربان ، مهربان از این جهت که درگیرشان نیستم . 

برای هر که در اطراف من پرسه می زند تنفر آرزوست . 

من نیاز به تنفر دارم ، تو را نمی دانم ! 

 

۳۰ دی ۰۴ ، ۰۲:۱۹ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بی دل

UHBD

Fucking 30 ...

۲۹ آذر ۰۴ ، ۰۳:۴۵ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بی دل

ته همه چیز

خیلی وقتا بدون اینکه متوجه بشیم داریم راهی رو ادامه میدیم که هیچ علت معقولی براش وجود نداره .

تازه وقتی هم می فهمیم که مسیر اشتباهه به جای تغییرش با یه غرور خیلی مسخره و بی منطق هزارتا دلیل میاریم که نه راه درسته و تو نمی فهمی .

این غرور و این راه فقط و فقط به سمت نیستی می‌ره.

نه اینکه بمیریم ها نه وقتی خودمون هم دلیلی برای ادامه نداریم اما نمی خوایم قبول کنیم دیگه هیچ اهمیتی برای خودمون هم نداریم .

این نیستی ته همه چیزه

۲۸ آذر ۰۲ ، ۰۰:۳۲ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بی دل

سنگ

یکی از همین روزها 

در میان لجنزار افکار پوسیده 

از یادها و خاطرات محو خواهیم شد

لذت بخش است 

انگار که هیچگاه زاده نشدیم

زندگی‌ نکردیم

عصبانی نشدیم

فحش ندادیم

دوست نداشتیم و دوست داشته نشدیم

هدف نداشتیم

احساسات خرج نکردیم

سگ دو نزدیم

و فقط به مرگ رسیدیم

اگر قرار باشد دوباره باشیم 

ترجیح می دهیم تنها یک سنگ باشیم

بدون هیچ علائمی از حیات

بدون هیچ دغدغه و نگرانی

به دور از تمام نشدن ها 

فراتر از تمام نتوانستن ها

در اعماق دره ای یا بلندای کوهستانی

جا خوش کنیم

اگر چه وجود ما همان سنگ زیرین آسیاب است و با خوشی بیگانه ...

 

پ.ن: گذر کن...

۱۲ اسفند ۰۱ ، ۱۴:۴۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بی دل

بعد از تو

پشت سیاهی های دنیامان ،

سیاهی بود...

۲۱ تیر ۰۱ ، ۰۵:۴۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بی دل

تمام

یک روز آخرین نفری که شما را می شناسد خواهد مرد

و خاطر شما برای همیشه فراموش خواهد شد

 

 

 

۲۲ آذر ۰۰ ، ۲۰:۴۸ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بی دل

به زودی ، پایان...

ادامه دادن ؟ 

- نه

پایان؟

- شاید

باید دلیلی داشته باشد...

- بله . حتما همینطور است. 

زود نیست ؟

- شاید هم زود باشد . در اصل ماجرا چه فرقی می کند؟

هیچ. میلیون ها شاید هم میلیاردها سال نبوده ای ، اکنون هم نباش فرقی نمی کند.

- خواسته ای دارم !

چه ؟

- یک بار چشم هایی را دیدم که میلیاردها سال قدمت داشت . درخشش آهسته تر از تمام انتظارها ، گرمایش فراتر از تمام مذاب ها ، غمش عمیق تر از تمام دره ها ، آرزویش اما در مقابلش  نبود.

واضح تر بگو ...

- من را آرزویش کن...

۲۷ آبان ۰۰ ، ۰۴:۲۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بی دل

پر

تنهایی ...

اوج شکوفایی یا فروپاشی؟

شکست یا پیروزی؟

باید ایستاد ، تمام قد

به نظاره 

به آینه

و منزجر شد ...

و منفجر شد ...

و فروپاشید 

عجیب اما تلخ خواهد بود 

(شاید) انسان آن فراموش شده ترین ها باشد

به قطع اما...

چرا ؟ چگونه ؟ از کجا ؟ به کجا ؟ 

بی دلیل 

بی دلیل

از ناکجا 

به ناکجاتر

حس خفگی در استخر خالی 

آن زمان که باید لب بزنی و لب ...

آن زمان که هم آغوشی با خودت ...

آن زمان که خواهی مرد در خودت و چه سخت متولد شدی ...

التماس کن 

التماس می کنم

هنوز هم پرم

۱۴ تیر ۰۰ ، ۲۳:۱۲ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بی دل

اهسته

چرا اینگونه اهسته

در پی انزوای من 

قدم بر میداری

علاقه اش به پنبه بود ...

۲۲ فروردين ۰۰ ، ۱۸:۳۴ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بی دل

دو

چقدر ظاهر من فاصله داره با درون

چقدر میتونم تحمل کنم ؟ یا بهتر پنهان کنم ؟

بالاخره تموم میشه 

اطمینان دارم به بودن تفاوت 

اما تفاوت هم خوبه ...

آقای دکتر، یعنی آخر این همه سوز، بهار می‌آید؟!

۲۳ دی ۹۹ ، ۱۹:۰۱ ۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
بی دل